مولف
مترجم
ناشر
موضوع
شابک
تعداد صفحه
قطع و جلد
سال و نوبت چاپ
زبان کتاب
کتاب «تقویم بیهدفی» نوشتهی تام لاتس اثری غیرداستانی و تأملی است که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد و بهگونهای آگاهانه در برابر یکی از بنیادیترین ارزشهای جهان معاصر میایستد: تقدیس هدفمندی، بهرهوری و حرکت دائمی بهسوی نتیجه. للتس، نویسنده و منتقد فرهنگی آمریکایی، در این کتاب میکوشد نشان دهد آنچه معمولا «بیهدفی» یا سرگردانی تلقی میشود، نه نشانهی تنبلی یا فقدان معنا، بلکه شیوهای اصیل و انسانی برای مواجهه با جهان است؛ شیوهای که در تاریخ اندیشه، هنر و زیست انسانی ریشهای عمیق دارد. «تقویم بیهدفی» نه رسالهای نظاممند است و نه استدلالی خطی با مقدمه و نتیجهگیری کلاسیک. ساختار کتاب آگاهانه پراکنده و قطعهقطعه طراحی شده است: مجموعهای از جستارهای کوتاه، خاطرهها، ارجاعات ادبی و فرهنگی، و تأملهای شخصی که همچون پرسهزدن در یک شهر ناآشنا، خواننده را از مسیری به مسیر دیگر میبرند. خود شکل کتاب، بازتاب محتوای آن است؛ لوتس از خواننده نمیخواهد «پیش برود»، بلکه دعوتش میکند مکث کند، منحرف شود، و اجازه دهد معنا در حاشیهها و تصادفها پدیدار شود. در مرکز اندیشهی کتاب، نقدی جدی به منطق ابزاری دنیای مدرن قرار دارد؛ منطقی که ارزش هر کنش انسانی را با کارآمدی، نتیجه و بازده میسنجد. لاتس نشان میدهد که در چنین جهانی، بیهدفی بهسرعت با بیفایدگی یکی گرفته میشود، حال آنکه بسیاری از سنتهای دینی، فلسفی و هنری، دقیقا در تعلیق هدف، به حقیقت نزدیکتر شدهاند. او از زندگی کوچنشینانه، از عرفان، از نویسندگان مدرنیست و حتی از سینمای کمدی مثال میآورد تا نشان دهد رهاشدن از مسیر ازپیشتعیینشده، چگونه میتواند دریچهای به خلاقیت، کشف و توجه عمیقتر بگشاید. لاتس در کنار این ارجاعات فرهنگی، تجربههای شخصی خود را نیز وارد متن میکند: خاطرهی حمل یک دانشنامه در کودکی، یا سفرهایی بدون برنامهی مشخص. این روایتها نه برای خودافشایی، بلکه برای نشاندادن نوعی نسبت دیگر با جهان است؛ نسبتی که در آن ذهن اجازه دارد سرگردان شود و معنا نه از «هدف»، بلکه از حضور و مشاهده زاده میشود. بهزعم نویسنده، بسیاری از لحظههای خلاقانه و بینشهای اصیل دقیقا زمانی رخ میدهند که فرد از فشار رسیدن به نتیجه آزاد شده است. یکی از نکات محوری کتاب، پیوند بیهدفی با خلاقیت است. لوتس استدلال میکند که نوشتن، فکرکردن یا حتی راهرفتن بدون نقشهی دقیق، امکان شکلگیری ارتباطهای پیشبینیناپذیر را فراهم میکند. این وضعیت، ذهن را از اسارت کارکرد و فایده رها میسازد و آن را به حالتی پذیرنده و کنجکاو بازمیگرداند. در این معنا، بیهدفی نه فقدان جهت، بلکه تعلیق آگاهانهی جهت است. البته همین ساختار غیرخطی و «سرگردان» ممکن است برای برخی خوانندگان چالشبرانگیز باشد. کسانی که انتظار استدلالی منسجم یا راهنمایی عملی برای زیست روزمره دارند، ممکن است کتاب را پراکنده یا گریزان بیابند. لوتس بیش از آنکه نسخه بدهد، افق میگشاید؛ او بیهدفی را توصیه نمیکند، بلکه امکان اندیشیدن دوباره به آن را فراهم میسازد. در مجموع، «تقویم بیهدفی» کتابی است علیه شتاب، علیه وسواس نتیجه، و علیه این تصور که زندگی تنها زمانی معنا دارد که به مقصدی مشخص منتهی شود. لوتس با نثری تأملی و ساختاری همسو با مضمون، از خواننده دعوت میکند ارزش پرسهزدن، مکث و انحراف را بازببیند؛ نه فقط در خواندن کتاب، بلکه در زیستن. این اثر بیش از آنکه راهنما باشد، تمرینی ذهنی است برای بازپسگرفتن حق سرگردانی در جهانی که مدام از ما میخواهد «بدانیم به کجا میرویم».
07152254220
دیدگاه خود را بنویسید