مولف
ناشر
موضوع
شابک
تعداد صفحه
قطع و جلد
سال و نوبت چاپ
زبان کتاب
داستان این رمان داستان زندگی زنانی است که به رغم اختلاف نسلی و طبقاتی، سرنوشتی کم و بیش یکسان دارند. رنج میکشند، خیانت میبینند، کینه میورزند و انتقام میگیرند. بر خود و مردان زندگیشان زخم میزنند. زندگی برایشان آوردگاه بقا و انتقام میشود. عشق و همدلی و همراهی در برهوت زندگیشان گم میشود. میدان رزمی زنانه از دل آیینها و تاریخ اجتماعی سر برون میآورد و زنان داستان را چونان زنگیان مست رو به روی هم قرار میدهد. تیغ میکشند و جام زهر مینوشند و مینوشانند. خواهری نمیکنند و با نفرت از یکدیگر، خشم و انتقام را در درون خود همچون آتشی گدازان روشن نگه میدارند. چه چیزی آنها را تا به این حد هیولاوش کرده است؟ چرا تاریخ و فرهنگ و سیاست همدست میشوند با شر درون آدمها، به جای آنکه مامنی باشند برای انسان تنها و درمانده امروز؟ چرا آدمیان، عمارتهای پوسیده را نقش و نگار میزنند و مرمت میکنند وقتی از پایبست ویراناند؟ چرا زنان به جای پنجه کشیدن بر روی یکدیگر و تیغ در کف گرفتن به یاری یکدیگر برنمیخیزند؟ این زخمها و خونها تاوان کدان گناهاند و آیا سر باز ایستادن دارند؟
07152254220
دیدگاه خود را بنویسید