انجمن شاعران مرده

ان اچ کلاین بام / زهرا طراوتی / نشر نیماژ

از {{model.count}}
220,000
165,000 تومان
25%
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
موجودی: {{ (0 > 2147483646) ? "نامحدود" : (model.stock || 0) }} عدد
کمی صبر کنید...
مولف
ان اچ کلاین بام
مترجم
زهرا طراوتی
ناشر
نیماژ
موضوع
داستان آمریکایی
شابک
9786003673687
تعداد صفحه
107 صفحه
قطع و جلد
رقعی شمیز
سال و نوبت چاپ
1404 || چاپ پانزدهم
زبان کتاب
فارسی

"تاد اندرسون" و دوستانش پسرانی هستند که به دبیرستان ولتون می روند تا خانواده هایشان از قبولی آن ها در کالج اطمینان داشته باشند. این دبیرستان قوانین سختی دارد و بسیار منظم است. پسرها در چنین شرایطی به سختی می توانند باور کنند که زندگی می تواند چیز متفاوتی نیز داشته باشد. اما استاد جدید انگلیسی آن ها ، "جان کیتینگ" آن ها را به چالش می کشد تا زندگی را دریابند. او به کمک دانش آموزان یک باشگاه مخفی تاسیس می کند که در آن، عاری از محدودیت ها و انتظارات مدرسه و والدین، می توانند احساساتشان را آزادانه بیان کنند. در این باشگاه "جان کیتینگ" پسران را به خواندن و گوش دادن به نوشته هایی از بایرون، شلی و کیتس سوق می دهد و در این مسیر، آن ها نه تنها زیبایی زبان، بلکه اهمیت ساختن هر لحظه ی زندگی را نیز کشف می کنند. اما اعضای این باشگاه به زودی می فهمند که آزادی جدیدشان می تواند پیامدهای غم انگیزی نیز به همراه داشته باشد. آیا باشگاه و شخصیتی که از آن الهام می گیرند، می تواند زیر فشار مقامات مصمم مدرسه که عزمشان را برای از بین بردن رویاهای آن ها جزم کرده اند، دوام بیاورد؟
از رمان "انجمن شاعران مرده"، فیلمی نیز با همین نام به کارگردانی "پیتر ویر" ساخته شده است. این فیلم یک موفقیت تجاری بود و جوایز بی شماری از جمله نامزدی اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، بهترین فیلمبرداری و بهترین بازیگری شد که "رابین ویلیامز" اسکار بهترین بازیگری را برای نقش آفرینی اش به دست آورد. این فیلم برنده جایزه بفتا برای بهترین فیلم و جایزه سزار بهترین فیلم خارجی و جایزه دیوید دی دوناتلو برای بهترین فیلم خارجی را نیز دریافت کرد.

قسمت هایی از کتاب انجمن شاعران مرده

 اگر درباره ی چیزی اطمینان دارید خودتون رو مجبور کنید تا به اون از دریچه ی دیگه ای نگاه کنید. حتی اگه به نظرتون اشتباه یا احمقانه باشه. وقتی چیزی می خونید، فقط به این فکر نکنید که نویسنده چی می گه، بلکه زمانی رو صرف کنید و ببینید خودتون چی فکر می کنید. پسرها تلاش کنید تا صدای خودتون رو کشف کنید، هر قدر این زمان را به بعد موکول کنید احتمال این که اصلا به اون دست پیدا کنید، کمتر خواهد شد. به قول ثورو، اغلب آدم ها عمرشان در سکوت و نومیدی سپری میشه. چرا به این خاموشی تن بدیم؟ خطر کنید و قدم در راه های تازه تر بگذارید. 

 مدیر نولان موقرانه اعلام کرد: «مشعل دانش را از پیر به جوان، دست به دست بگردانید.» و هر پسر، شمع بغل دستی اش را روشن کرد. «خانم ها و آقایان، فارغ التحصیلان ممتاز و دانش آموزان... امسال، سال ۱۹۵۹، بیانگر صدمین سال حضور آکادمی عالی ولتون است. یک صد سال پیش، در سال ۱۸۵۹، چهل ویک دانش آموز در همین مکان نشستند و سوال هایی از آن ها پرسیده شد که حالا از شما در شروع هر ترم تحصیلی پرسیده می شود. نولان به شکلی اغراق آمیز، مکثی کرد و آن گاه نگاهش را در فضایی که پر بود از چهره های جوان ترسیده و هیجان زده، این سو و آن سو گرداند. آن گاه غرّید: «آقایان! ارکان چهارگانه کدام اند؟» وقتی شاگردان، خبردار به پا خاستند، بی قراری پاها سکوت سنگین فضا را شکست. تاد اندرسن۴ شانزده ساله، از اندک دانش آموزانی که لباس فرم مدرسه را نپوشیده بود، وقتی باقی بچه ها به پا خاستند مردّد بر جای خود ماند. مادرش سقلمه ای به او زد تا از جا بلند شود. چهره اش افسرده و غمگین بود و چشمانش را غباری از خشم و آشفتگی پر کرده بود. در سکوت، پسرهای دور و برش را تماشا کرد که هماهنگ فریاد می زدند: «سنت! افتخار! انضباط! سرافرازی!» 

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

محصولات مرتبط