گل های معرفت

اریک امانوئل اشمیت / سروش حبیبی / نشر چشمه

از {{model.count}}
340,000
255,000 تومان
25%
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
موجودی: {{ (1 > 2147483646) ? "نامحدود" : (model.stock || 1) }} عدد
کمی صبر کنید...
مولف
اریک امانوئل اشمیت
مترجم
سروش حبیبی
ناشر
چشمه
موضوع
داستان فرانسوی
شابک
9789643621636
تعداد صفحه
166 صفحه
قطع و جلد
رقعی شمیز
سال و نوبت چاپ
1405 || چاپ دوازدهم
زبان کتاب
فارسی

«گل‌های معرفت» نوشته‌ی اریک امانوئل اشمیت، سه داستان کوتاه از سه مذهب مختلف را دربرمی‌گیرد. اولین داستان به بودیسم، دومی به اسلام (و البته در حاشیه آن، یهودیت) و داستان سوم به مسیحیت می‌پردازد. خاستگاه اصلی کتاب گل‌های معرفت، دین و تفکر مذهبی است. «میلارپا»، «ابراهیم‌آقا و گل‌های قرآن» و «اسکار و بانوی گلی‌پوش» عناوین این سه داستان هستند. داستان اول در سال 1997 و دو داستان دیگر در سالهای 2001 و 2002 منتشر شده‌اند. آن‌ها در واقع سه داستان اول از مجموعه‌ای تحت عنوان «چرخه‌ی نامرئی» هستند که تا سال 2019 شامل هشت داستان شده است.
نویسنده در هر داستان نشان می‌دهد که در ادیان مختلف ابراهیمی و غیرابراهیمی رویکردی نجات‌بخش و راه‌کارهای معنوی برای بهبود زندگی انسان وجود دارد که می‌تواند در این روزگار راه‌گشا باشد. در داستان اول مفهوم تناسخ در بودیسم و در داستان دوم راهکار صوفیه در اسلام مورد توجه قرار گرفته است. در داستان سوم نیز به رویکردی خاص در مسیحیت پرداخته شده. در هر کدام از این داستان‌ها ابتدا مسئله‌ای مطرح می‌شود و سپس شخصیت درگیر در آن، به کمک فرد دیگری مراحل حل مسئله و غلبه بر بحران را طی می‌کند؛ فردی که به قولی پیر راه است و خضرگونه او را در طی این مراحل یاری می‌کند. نگاه اشمیت به ادیان انسان‌محور است و با رویکردهای ایدئولوژیک یا تکلیف‌محور متفاوت است.
داستان «میلاریا» درباره‌ی مردی است که زندگی‌اش با نامه‌ای زیرورو می‌شود. سیمون که در پاریس زندگی می‌کند متوجه می‌شود که در سالیان قبل در کالبد مردی به نام سواستیکا در صحرای تبت زندگی می‌کرده و دشمن میلارپا بوده و برای رسیدن به آرامش باید صدهزار بار داستان میلارپا را تعریف کند. در داستان «ابراهیم آقا و گل‌های قرآن» دوستی یک نوجوان تنها با پیرمردی عارف روایت می‌شود. موسی، پسری یهودی، در ناامیدی و رنج روزگار می‌گذراند. ابراهیم آقای مسلمان، مغازه‌داری در محله‌ی آن‌هاست که با موسی دوست می‌شود. ابراهیم آقا به او درس زندگی، مرد شدن و مستقل بودن می‌دهد. داستان «اسکار و بانوی گلی‌پوش» نامه‌های تکان‌دهنده‌ی کودکی ده ساله و سرطانی به خدا است. مامی رز، پرستار پیر از اسکار می‌خواهد هر روز نامه‌ای به خدا بنویسد و از او هدیه‌ای معنوی بخواهد، هم برای خودش و هم برای دوستانش.
«گل‌های معرفت» داستان‌هایی از رنج‌ها و مصائب آدم‌های عادی است که رشته‌ی ناپیدایی آن‌ها را ورای تفاوت‌ها به هم پیوند می‌دهد.

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

محصولات مرتبط